بخشش لازم نیست اعدامش کنید؟!

متن مرتبط با «پیشش» در سایت بخشش لازم نیست اعدامش کنید؟! نوشته شده است

خودش گفت بروم پیشش

  • نیلوبلاگ

    خودش گفت بروم پیششصدایش میزنم؛ میشنود؛ شنیده بود؛ خودش از من خواست بروم پیشش؛ بیآنکه مرده باشم میروم آن بالا؛ روی رنگین کمان؛ میان سفیدیها؛ تو دل ابرهای پنبهای و مرطوب؛ روی زمینة نیلی آسمان. میدانم که نشسته روبرویم. شکل برفهایی است که هیچ غباری ننشسته رویش، سفیدِ سفید، نورِ نور، بدون اینکه بزند چشمهایم را. یک مشت ابر برمیدارم. فشارش میدهم. عین گلولة برف، اما یخ نیست؛ گرم است؛ به اندازة بغل مادرم و دستهای پدرم. شک دارم کسی آن پایین، این برفِ گرم را دیده باشد. باید آمد بالا تا بتوان دید. نگاه میک...

    ادامه مطلب